تبلیغات
کانون صدای سلمان - بررسى تطبیقى روش هاى تربیتى حضرت زهرا علیهاالسلام با روش هاى عصر مدرن
کانون صدای سلمان
اللهم عجل ولیک الفرج
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


صدا فقط صوت نیست بلکه عمل، صحبت ها یا سکوت ها نیز هم است.
که حضرت سلمان برای حمایت از پیشوای زمان خود در تمام عرصه ها از عمل، صحبت ها یا سکوتش به نفع ولایت پیشوای زمان خود استفاده کرد تا بتواند به رتبه برسد که حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند : سلمان را از اهل بیت خواند.
و در آخر عمرش حضرت امیر المومنین علی (ع) یک شبه از مدینه به مدائن رفت و حضرت سلمان را غسل و کفن کرد و برایش نماز خواند.
ما هم مانند حضرت سلمان عمل کنیم که به رتبه که ایشان رسیدند در نزد امام زمان (عج) خود برسیم، با عمل، صحبت ها یا سکوت مان مدافع امام زمان خویش باشیم.

مدیر وبلاگ :سرباز گمنام
نویسندگان
نظرسنجی
از کدوم مطالب استقبال میکنید؟






روش تربیتى به معناى فنون و شیوه هایى است که اهداف تربیت را به ثمر مى رساند. روش هاى تربیتى فرزندپرورى، فنونى در جهت پرورش و استحکام بخشى شخصیت کودک مى باشد و در هر رویکرد، به واسطه اصول و مبانى متفاوت، اهداف، مراحل و فنون خاص خود را دارد. بر این اساس، روش هاى تربیتى عصر مدرن در موضوع فرزندپرورى، که عمدتا توسط نظریه پردازان غربى در قرون نوزدهم و بیستم در زمینه روان شناسى تربیتى و روان شناسى رشد مطرح شدند، با روش هاى تربیتى حضرت زهرا علیها السلام که مبتنى بر اصول و مبانى دین اسلام و با اهداف مورد تأیید این شریعت مى باشد، على رغم وجود نقاط مشترک، تفاوت هاى اساسى دارد.

هدف از این پژوهش، بررسى تطبیقى و استخراج تفاوت هاى بنیادین روش هاى تربیتى حضرت زهرا علیهاالسلام در فرزندپرورى با روش هاى تربیتى عصر مدرن مى باشد که به روش اسنادى، با شیوه تحلیلى ـ توصیفى انجام شده است. این دو گروه از شیوه هاى تربیتى، در اهداف، محورها و روش هاى تربیتى، تفاوت هاى بنیادینى دارند که به تفصیل در مقاله بیان شده است.

کلیدواژه ها: روش تربیتى، فرزندپرورى، حضرت زهرا علیهاالسلام، روان شناسى.

 مقدّمه

انسان به عنوان گل سر سبد عالم خلقت و شگفت انگیزترین مخلوق خداوند، از چنان گوهر وجودى و حقیقى ملکوتى برخوردار است که با بارور نمودن آن، توانایى رسیدن به کمال، سعادت، فعلیت یافتن و در یک کلام، انسان شدن را دارد و پیمودن این مقصد، جز با تربیت حقیقى که البته از روش هاى مختلفى تبعیت مى کند میسر نمى باشد.

تربیت فرزند یا فرزندپرورى از مقولات مهم و پیچیده اى است که در طول قرن هاى متمادى موضوع تحقیقات و پژوهش هاى متعددى قرار گرفته است. حاصل این ممارست هاى علمى، نظریات بسیارى است که با مختصات و ویژگى هاى متمایز و بعضا متناقضى در حوزه هاى مختلف فرزندپرورى، اعم از مراحل رشد جسمانى، روانى، شناختى، اخلاقى، هوش، آموزش و... مطرح شده است. روان شناسى نوین عمدتا در دو گرایش متفاوت با عناوین «روان شناسى تربیتى» و «روان شناسى رشد» به مباحث مرتبط با تربیت کودک پرداخته است. روان شناسى تربیتى در واقع، به معناى بهره از علم روان شناسى در فرایند تربیت انسان است. اما تربیت در این حوزه، گستره محدودى دارد و صرفا در فعالیت هاى مرتبط با آموزش فرد در کلاس درس و مدرسه مورد استفاده قرار مى گیرد. روان شناسى تربیتى، امروزه به عنوان تعلیم و تربیت تجربى و یا شاخه اى از روان شناسى کاربردى شناخته شده است و علمى است که به ماهیت و چگونگى یادگیرى، روش هاى آموزشى، سنجش و ارزشیابى آموخته هاى یادگیرندگان مى پردازد (کریمى، 1380، ص 4). مى توان بیان کرد: این علم با به کارگیرى معلومات حاصل از موضوعات و میدان هاى مورد مطالعه علوم دیگر، معلومات دیگرى به وجود مى آورد که در  زمینه آموزش و مسائل آموزشى مورد استفاده قرار گیرد.

از سوى دیگر، روان شناسى رشد نیز علمى است که جریان تحولات و تغییرات جسمى، ذهنى، عاطفى و عملکرد اجتماعى فرد را در طول عمر ـ از لحظه انعقاد نطفه تا هنگام مرگ ـ مطالعه مى کند (جمعى از مؤلفان، 1388، ص 3) و على رغم تلاش براى طرح روش هاى تربیتى، بیش از آنکه به ارائه روش ها و فنون تربیت و پرورش همه جانبه کودک بپردازد، هدف ثبت تحولات طبیعى حیات انسان را دنبال مى کند.

تربیت در دیدگاه اسلام، به عنوان مبناى روش تربیتى حضرت زهرا علیهاالسلام در فرزندپرورى که اسوه اى از یک مادر مسلمان و تربیت یافته در مکتب رسول اللّه صلى الله علیه و آله است، طرحى همه جانبه در راستاى پرورش و استحکام بخشى شخصیت انسان مى باشد. یکى از روش هاى تربیتى در قرآن که در این پژوهش مورد استفاده قرار گرفته است، روش اسوه نمایى به منظور الگوپذیرى انسان ها از انسان هاى کامل و خودشکوفاست که علم روان شناسى نوین در مباحث روان شناسى کمال و موفقیت از آن تحت عنوان «الگوگیرى از شخصت هاى سالم» بحث مى کند. بنابراین، با بررسى روش هاى تربیتى حضرت زهرا علیهاالسلام در فرزندپرورى، مى توان به ویژگى هاى الگویى کامل در این موضوع دست یافت.

اهمیت و ضرورت بررسى تطبیقى روش هاى تربیتى حضرت زهرا علیهاالسلام و روش هاى تربیتى عصر مدرن را مى توان در فهم تفاوت هاى این روش ها و بهره گیرى از هر دو در بهبود و ارتقاى روش هاى فرزندپرورى براى ارائه به مادران مسلمان دغدغه مند دانست. این پژوهش، با بهره گیرى از مطالعات صورت گرفته پیرامون روش هاى تربیت، با رویکردى تطبیقى و تحلیلى، نگاهى نو به مسئله «روش هاى تربیتى کارآمد در فرزندپرورى» (مرتبط با زمینه فرهنگى و دینى ما) دارد؛ زیرا على رغم آنکه پژوهش هاى متعددى عمدتا در قالب کتاب و مقاله در حوزه روان شناسى تربیتى مدرن و از سوى دیگر زندگانى حضرت زهرا علیهاالسلام صورت گرفته است و بخش مهمى از آنها در فهرست منابع این پژوهش مورد توجه قرار گرفته اند، رویکرد تطبیقى دیدگاه هاى اسلامى و مدرن به موضوع خاص روش هاى تربیتى با وجود اهمیت وافر این حوزه، تاکنون به طور خاص در هیچ پژوهشى مورد تدقیق و تحلیل قرار نگرفته است.

سؤالات اصلى و فرعى این پژوهش عبارتند از:

ـ تفاوت هاى مفهوم تربیت در دیدگاه اسلام و نظریات روان شناسى چیست؟

ـ مهم ترین روش هاى تربیتى عصر مدرن در فرزندپرورى کدامند؟

ـ مهم ترین روش هاى تربیتى حضرت زهرا علیهاالسلام در فرزندپرورى کدامند؟

ـ تفاوت هاى بنیادین این دو گروه از روش هاى تربیتى کدامند؟

مفهوم شناسى

1. تربیت

الف) تعریف لغوى: تربیت در لغت، مصدر باب تفعیل و از ماده «ربو» و به معناى پروردن و پروراندن (دهخدا، 1377، ذیل واژه تربیت)، زیاد کردن، نمودادن، وسیله رشد را فراهم نمودن و پاک گردانیدن است(مصباح،1383،ص27).

معادل مفهوم تربیت در انگلیسى واژه «Education» است که از دو ریشه «Educar» به معناى تغذیه یا خوراک دادن و «Educere» به معناى بیرون کشیدن «فرهیختن» و رهنمودن به... و خلاصه پروردن است(میالاره،1375،ص1).

در عربى واژه «رب» از دو ماده «ر ب ب» و «ر ب و» مشتق شده. ماده «ربب» به معناى حضانت، اصلاح، سرپرستى، و سوق دادن شى ء به سوى کمال، و ماده «ربَوَ» به معناى زیاد شدن، تغذیه نمودن، و رشد و نمو کردن است (همت بنارى، 1383، ص 57).

ب) تعریف اصطلاحى: تربیت در علم روان شناسى تربیتى که خاستگاه آن عمدتا کشورهاى غربى و اروپا مى باشد، همان گونه که از معادل لغوى آن یعنى «Education» نمایان است، به مفهوم آموزش دروس آکادمیک و شیوه هاى تعلیم و تربیت رسمى است.

یکى از مشهورترین نظریه هاى معاصر درباره تربیت، از آنِ جان دیویى است. او مى گوید: «تربیت فرایندى اصیل میان مربى و متربى، ناشى از ضرورت زندگى اجتماعى و مبتنى بر رغبت هاى درونى و فعلى دانش آموز و متربى به منظور بازسازى تجربه براى رشد دموکراسى است» (کاردان و دیگران، 1380، ص 261).

تربیت در اصطلاح روان شناسى نوین، به جریان یا فرایندى منظم و مستمر گفته مى شود که هدف آن، هدایت رشد جسمانى و روانى و یا به طور کلى، هدایت رشد همه جانبه شخصیت پرورش یابندگان درجهت کسب و درک معارف بشرى و هنجارهاى مورد پذیرش جامعه ونیز کمک به شکوفا شدن استعدادهاى آنهاست(سیف،1387،ص462).

به اذعان استاد مطهّرى، تربیت در دیدگاه اسلام عبارت از به فعلیت درآوردن استعدادهاى درونى هر شى ء است (مطهرى، 1375، ص 33). اسلام در تربیت چهره اى ممتاز دارد؛ زیرا برخلاف نظام هاى متداول تربیتى که فاقد جهت متعالى و هدف الهى هستند، داراى زیربناى معنوى و جهان بینى خدایى است و جهان را از مرزهاى تنگ ماده پرستى و طبیعت گرایى، و زندگى را از تنگناى بى سرانجام و پوچ از زادن تا مردن که انسان را هم خانه گیاه و جانور مى سازد، فراتر مى برد و به سوى خداوند مى کشاند و توحید را به عنوان فلسفه جهان بینى و معاد را به عنوان فلسفه زندگى مطرح مى کند (شریعتى، 1389، ص 98).

 بنابراین، مى توان گفت: تربیت عبارت است از فراهم کردن زمینه ها و عوامل براى شکوفا شدن استعدادهاى بالقوه انسان در جهت مطلوب. انسان در بدو تولد، حیوان بالفعل و انسان بالقوه است؛ بُعد حیوانى که متضمن حفظ حیات اوست، به صورت بالفعل موجود است و بُعد انسانى او به مثابه بذرهایى است که در درون او پاشیده شده است و در صورت پرورش، تبدیل به ارزش هاى والاى انسانى مى شود. ازاین رو، در تربیت اسلامى، بشر از لحاظ ظاهرى انسان است و از نظر روحى و شخصیت درونى، زمانى به مقام والاى انسانیت خواهد رسید که ارزش ها را در درون خود رشد دهد و انسانیت را در درون خود به فعلیت برساند.

 از مفاهیم مرتبط با تربیت در دیدگاه اسلام، تعلیم به معناى «کسى را چیزى آموختن»، و تهذیب یا تزکیه به معناى «پاک کردن و زدودن خصوصیات ناپسند اخلاقى» است (دهخدا، 1377، ذیل واژه). در دیدگاه متفکران غربى، هدف تربیت عمدتا «سازگار کردن انسان با محیط» است (مایر، 1374، ص 13)، که به وضوح با هدف و مفهوم تربیت در اسلام متفاوت است. در دیدگاه اسلام، همنوایى با عرف و اجتماعى که با تعالیم انبیا و منصوص آیات الهى متعارض باشد، مورد تأیید نمى باشد؛ همان گونه که در سال هاى اولیه بعثت نبى خاتم صلى الله علیه و آله مبارزه با رسوم جاهلیت عرب از مهم ترین رسالت هاى آن حضرت بود. براى مثال، دین اسلام به همه اعضاى جامعه دستور مى دهد از برقرارى ارتباط و دوستى و پیوندهاى اجتماعى (عقود) با شارب الخمر بپرهیزند (روش قرنطینه سازى) (باقرى، 1374، ص 15). هدف تربیت در دیدگاه اسلام، شکوفایى انسانیت بر مدار توحید و خداپرستى است؛ اما در دیدگاه روان شناسى، به دلیل تسلط انسان مدارى و طبیعت گرایى بر آراء روان شناسان غربى، تربیت صرفا با اهداف دنیوى و موفقیت هاى اجتماعى مفهوم مى یابد.

2. روش تربیتى

«روش» به طور کلى عبارت از فنون، شیوه ها و رفتارهایى است که اهداف و اصول تعلیم و تربیت را به ثمر مى رساند و به آنها عینیت مى بخشد (رفیعى، 1391، ج 3، ص 267). روش، اسم مصدر از ریشه «راه» است. بنابراین، به نوعى راه و شیوه که قاعده مند و سنت شده و قابل پیروى باشد «روش» گفته مى شود (دهخدا، 1377، ذیل واژه روش).

بنا به تعریفى، روش هاى تربیتى، شیوه هایى است که با استفاده از آنها فرد مى تواند تعلیمات و معارف حق و اخلاق پسندیده را در خود یا دیگرى پیاده کرده و