تبلیغات
کانون صدای سلمان - داستان شهادت و زندگی امیرالمومنین
کانون صدای سلمان
اللهم عجل ولیک الفرج
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


صدا فقط صوت نیست بلکه عمل، صحبت ها یا سکوت ها نیز هم است.
که حضرت سلمان برای حمایت از پیشوای زمان خود در تمام عرصه ها از عمل، صحبت ها یا سکوتش به نفع ولایت پیشوای زمان خود استفاده کرد تا بتواند به رتبه برسد که حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند : سلمان را از اهل بیت خواند.
و در آخر عمرش حضرت امیر المومنین علی (ع) یک شبه از مدینه به مدائن رفت و حضرت سلمان را غسل و کفن کرد و برایش نماز خواند.
ما هم مانند حضرت سلمان عمل کنیم که به رتبه که ایشان رسیدند در نزد امام زمان (عج) خود برسیم، با عمل، صحبت ها یا سکوت مان مدافع امام زمان خویش باشیم.

مدیر وبلاگ :سرباز گمنام
نویسندگان
نظرسنجی
از کدوم مطالب استقبال میکنید؟






زندگی حضرت علی و ماجرای شهادت حضرت علی

یکی از بزرگترین حوادث تاریخ مسلمانان که در راه تغییر مسیر اسلام روی داد ،شهادت حضرت علی علیه السّلام بود.با شهادت آن  بزرگوار، اسلام تنها نگهبان دلسوز و یگانه حامی واقعی خود را از دست داد و مسلمانان از برکت وجود پیشوایی محبوب، زمامداری عادل، امامی عالم، رهبری رؤوف و مهربان محروم شدند، و امواج بلایا و فتنه ها از هر سو آنها را احاطه کرد.شهادت حضرت علی

شهادت حضرت علی
ضربت «ابن ملجم مرادی» ضربتی بود که بر پیکر اسلام، عدالت، حرّیّت و فضیلت و بر پیکر تمام اهداف عالی انسانی وارد شد.
 
بیست و یکم ماه رمضان مصادف است با سالروز شهادت ابرمردی که برای آمدنش خانه خدا شکافت و برای رفتن این اولین عاشق  اسلام، فرق مبارکش را براساس کینه و عداوت شکافتند تا اولین شهید محراب شود و در بهترین لحظه و مکان بر روی زمین دعوت حق را لبیک گوید.

شهادت حضرت علی
 
زمانی که "فزت و رب الکعبه" را بر زبان جاری کرد گویی عالمی را در غم فرو برد به مناسبت این حادثه بسیار ناگوار و مصیبت جانکاه و برای آشنایی با ارزش تعالیم نجات بخش اسلام و مفاهیم تشیّع به بخشی از زندگی نامه بی نظیر حضرت علی علیه السّلام اشاره می  کنیم.
 
پدر آن حضرت ابوطالب فرزند عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف و مادرش هم فاطمه دختر اسد بن هاشم بود بنابراین علی علیه السلام از هر دو طرف هاشمی نسب است. امام علی(ع) در روز جمعه 13 رجب سال سی ‏ام عام الفیل و در خانه ی خدا متولد شدند. هنگام شهادت سن شریف حضرت علی علیه السلام 63 سال و مدت امامتش نزدیک 30 سال و دوران خلافت ظاهریش نیز در حدود پنج سال بود.
 
علی (ع) امام معصوم و انسان کاملی است که تمام رفتار و سخنان و تأییدات او برای ما حجّت و اعتبار دارد او قرآن ناطق و امام مبینی است که هیچ کس قدرش را نداست تا زمانی که در مسجد و محراب به خون غلتید، او به هنگام خشم بر دشمنان خدا قاطع ولی در مقابل کودک یتیم آن قدر متواضع و مهربان بود که در برابر طفل یتیم روی خاک می نشست، دست مرحمت بر سر او گذاشته و آه می‏ کشید و می‏ فرمود:بر هیچ چیزی مثل کودکان یتیم آه نکشیده ام.
 
ابوالحسن، ابوالحسین، ابوتراب، ابو السبطین و الریحانتین از کنیه های امام علی(ع) است.
 
امیرالمؤمنین، سیّد الوصیین، سیّد المسلمین، سیّد الأوصیاء، سیّد العرب، خلیفة رسول الله، امام المتّقین، یعسوب المؤمنین، صهر رسول الله، حیدر، مرتضی و وصی از جمله القاب آن حضرت است.
 

حضرت علی (ع) بعد از رحلت پیامبر(ص)

 
پس از رحلت رسول اکرم (ص) به علت شرایط خاصی که بوجود آمده بود، حضرت علی (ع) از صحنه اجتماع کناره گرفت و سکوت اختیار کرد.
 
نه در جهادی شرکت می کرد و نه در اجتماع به طور رسمی سخن می گفت. شمشیر در نیام کرد و به وظایف فردی و سازندگی افراد می پرداخت.
 
فعالیت های امام در این دوران به طور خلاصه اینگونه است:
 
عبادت خدا آن هم در شأن حضرت علی (ع).
 
تفسیر قرآن و حل مسائل دینی و فتوای حکم حوادثی که در طول 23 سال زندگی پیامبر (ص) مشابه نداشت.
 
پاسخ به پرسش های دانشمندان ملل و شهرهای دیگر.
 
بیان حکم بسیاری از رویدادهای نوظهور که در اسلام سابقه نداشت.
 
حل مسائل هنگامی که دستگاه خلافت در مسائل سیاسی و پاره ای از مشکلات با بن بست روبرو می شد.
 
تربیت و پرورش گروهی که از ضمیر پاک و روح آماده، برای سیر و سلوک برخوردار هستند.
 
کار و کوشش برای تامین زندگی بسیاری از بینوایان و درماندگان تا آنجا که با دست خویش باغ احداث می کرد و قنات استخراج می نمود و سپس آنها را در راه خدا وقف می کرد.
 

شهادت حضرت علی(ع)

 
بعد از جنگ نهروان و سرکوب خوارج برخی از خوارج از جمله عبدالرحمان بن ملجم مرادی، و برک بن عبدالله تمیمی و عمروبن بکر تمیمی در یکی از شب ها گرد هم آمدند و اوضاع آن روز و خونریزی ها و جنگ ها ی داخلی را بررسی کردند و از نهروان و کشتگان خود یاد کردند و سرانجام به این نتیجه رسیدند که باعث این خونریزی و برادرکشی حضرت علی (ع) و معاویه و عمروعاص است و اگر این سه نفر از میان برداشته شوند، مسلمانان تکلیف خود را خواهند دانست. سپس با هم پیمان بستند که هر یک از آنان متعهد کشتن یکی از سه نفر گردد.
 
ابن ملجم متعهد قتل امام علی (ع) شد و در شب نوزدهم ماه رمضان همراه چند نفر در مسجد کوفه نشستند. آن شب حضرت علی  (ع) در خانه دخترش مهمان بودند و از واقعه صبح با خبر بودند، وقتی موضوع را با دخترش در میان نهاد، ام کلثوم گفت:فردا جعده را به مسجد بفرستید. حضرت علی (ع) فرمود:از قضای الهی نمی توان گریخت. آنگاه کمربند خود را محکم بست و در حالی که این دو بیت را زمزمه می کرد عازم مسجد شد.
 
کمر خود را برای مرگ محکم ببند، زیرا مرگ تو را ملاقات خواهد کرد و از مرگ، آنگاه که به سرای تو درآید، جزع و فریاد مکن.
 
ابن ملجم، در حالی که حضرت علی ( ع ) در سجده بودند، ضربتی بر فرق مبارک آن حضرت وارد ساخت. خون از سر حضرتش در محراب جاری شد و محاسن شریفش را رنگین کرد.
 
در این حال آن حضرت فرمود:" فزت و رب الکعبه " به خدای کعبه سوگند که رستگار شدم سپس آیه 55 سوره طه را تلاوت فرمود:"شما را از خاک آفریدیم و در آن بازتان می گردانیم و بار دیگر از آن بیرونتان می آوریم."
 

آخرین وصایای حضرت علی(ع) به فرزندانش

 
حضرت علی (ع) در واپسین لحظات زندگی نیز به فکر صلاح و سعادت مردم بود و به فرزندان و بستگان و تمام مسلمانان چنین وصیت فرمود:
 
شما را به پرهیزکاری سفارش می کنم و به اینکه کارهای خود را منظم کنید و اینکه همواره در فکر اصلاح بین مسلمانان باشید. نماز را بسیار گرامی بدارید که ستون دین شماست.
 
یتیمان را فراموش نکنید، حقوق همسایگان را مراعات کنید. قرآن را برنامه عملی خود قرار دهید.
 

احادیثی از حضرت علی(ع)

 
خشم و غضب صاحبش را هلاک می کند و زشتی های او را آشکار می سازد.
 
کسی که نهان و آشکار٬ و کردار و گفتارش تفاوتی نکند٬ به راستی امانتش را ادا و عبادتش را خالص کرده است.
 
زبان عاقل در پشت قلب او جای دارد و قلب احمق پشت زبان اوست.
 
بدترین مردم کسی است که عیوب مردم را دنبال کند٬ در حالی که نابینای عیوب خود است.
 
کسی که به رعیت خود ستم ورزد٬ خداوند حکومتش را زایل سازد و در هلاکت و نابودی وی تعجیل کند.
 
هرکس بتواند نفس خویش را از چهار صفت باز دارد او سزاوار آن است که هیچ گاه حادثه ناخوشایندی بر او وارد نشود. گفته شد:ای امیر مومنان! آنها کدامند؟ فرمود:شتاب زدگی٬ لجاجت و پافشاری بناحق٬ عجب و غرور٬ سستی و تنبلی.
 
برتری مردم بر یکدیگر به دانش ها و خردهاست٬ نه به ثروت ها و تبارها.
 
با خردمندان مشورت کن٬ تا از لغزش و پشیمانی در امان باشی.
 
به کار بستن عقل، مایه هدایت و نجات انسان هاست و سرکوب کردن عقل، باعث گمراهی و سقوط آدمیان است.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 25 خرداد 1396
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
قالب وبلاگ
گالری عکس
چت روم
دریافت همین آهنگ
r/">قالب وبلاگ
گالری عکس
چت روم
دریافت همین آهنگ
دعای فرج
ساعت فلش مذهبی سوره قرآن
روزشمار فاطمیه حدیث حدیث موضوعی لگو سمت چپ
روشنگری روشنگری